تبلیغات
روز های دبیرستانی من.... - پس از هشت ماه...
سلام به همه ی رفقا....بعد از هشت ماه اومدم یه سری به وبلاگم زدم ماشالله چشم حسودا کور خیلی تغییر کردینا؟؟؟!!!همه تغییر دکوراسیون وبلاگ دادن ...اصن یه وضیییییییی!!!!تو این هشت ماه اتفاقات زیادی برام افتاد....حالا نه خیییلی مهم !!!!خودم یه کم تغییر کردم....دو تا دوست عالی و خیلی صمیمی پیدا کردم و از همه مهم تر اینکه با تشویق این دو تا دوست خوبم من به استعداد درونی خودم یعنی شعر پی بردم و فهمیدم که میتونم شعر بگم....خیلی خوشحالم ...دوست یعنی ایییییین!!!!دیگه اینکه بزرگتر شدم یعنی خیلی از دیوونه یازی های گذشته رو تکرار نمیکنم یا به عبارت دیگه دیوونه بازی هام آپدیت شده!!!از دوستام میخوام بگم...امتحانات ترم اول که بود همه مون مثل گاو خر میزدیمفکرشو بکن ....دوازده تا امتحان توی دوهفته واقعا سختهههههه....مثلا هندسه به اون سختی دقیقا فردای امتحان زیست بود...خلاصه گذشت وگذشت و کارنامه ها رو دادن و من معدلم شد 18.95و اصلا انتظار نداشتم معدل این بشه چون امتحانام رو خیلی بد داده بودم...عارفه خانم که بیست شد(خدا بگم چیکارت نکنه)زهرا جونمم خیلی تلاش کرد که بیست بشه ولی به خاطر یه نامردی که انظباطشو بیست ندادن معدلش شد 19.93.خیلی با هم رقابت داشتن ولی نکته جالبش اینه که کلا راه جفتشون از هم جدا شد و عارفه کلا تجربی رو ول کرد و رفت گرافیک(دختره ی دیوونه)و زهرا هم که از مدرسه ی ما رفت به مدرسه ی فروغ....خلاصه اینجوری شد که من از دو تا از دوستای خوبم جدا شدم.....


فک کنم خیلی نوشتم....بقیه ش رو توی پست بعد مینویسم....
محفوظ و موید باشین!!!!


تاریخ : شنبه 10 مرداد 1394 | 04:04 ب.ظ | نویسنده : مائده مظاهری | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.