تبلیغات
روز های دبیرستانی من.... - مطالب دی 1392
امروز ظهر تو مدرسه نشستیم  ناهار بخوریم دوستم در نوشابه رو باز کرد وهمه ی نوشابه ها ریخت روی لباسش.قیافش دیدنی بود.........آآآآآآآآآآآخ عاشق این لحظه هام!!!!!!!!!!!!!!!!اصلا به عشق همین حرکت هاست که دسته جمعی ناهار میخوریم!!!!!!!!!!!



تاریخ : دوشنبه 30 دی 1392 | 08:28 ب.ظ | نویسنده : مائده مظاهری | نظرات
کلا این برفی که اومد به ما اصفهانی ها حال داد........کل برف بازی کردیم.امروز یه مشت برف آوردم توی کلاس ودر حالی که مریم حواسش نبود برفاروپاشیدم توصورتش....هاهاهاهاهاهاهاها.............بعدشم زنگ نماز رفتیم تو حیاط برف بازی...........کلی به هم برف پرت کردیم.............یه جا هم یکی از بچه ها جا خالی داد و گوله برف پرت شد تو چشم یه پیش دانشگاهی....جاتون خالی انقد دعوامون کردن............منم از بس رفتم تو باغچه برف آوردم پر گل شدم..........بعد حبیبک اومد بهم گفت مظااااااهری انقد گلی شدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ منم چیزی نگفتم و در رفتم.........خلاصه حال کردیمااااااااااا!!!!!!!!!

تاریخ : دوشنبه 30 دی 1392 | 08:04 ب.ظ | نویسنده : مائده مظاهری | نظرات
سلام .من مائده مظاهری هستم.وقتی کلاس اول دبیرستان بودم این وبلاگ رو افتتاح کردم و قسمتی از خاطراتم رو نوشتم....کلاس دوم اومدم و خاطره نویسی رو رها نکردم و بازم نوشتم .الان هم که دارم میرم کلاس سوم باز هم مینویسم که بعد از سال ها علاوه بر دفتر های خاطرات حقیقی یه دفتر خاطرات مجازی هم داشته باشم



تاریخ : چهارشنبه 25 دی 1392 | 06:15 ب.ظ | نویسنده : مائده مظاهری | نظرات
جاتون خالی امروز صبح جلوی همه ی بچه های مدرسه رو یخ سر خوردم وکله شدم..................باید بودی میدیدی اون لحظه رو...........ملت ریختن به خنده........................حیاط به این بزرگی رو ول کردیم اومدیم صاف رو ی این تیکه که یخ بسته راه میریم.................خدا بگم چیکارت نکنه مرتضی.......................

تاریخ : چهارشنبه 25 دی 1392 | 05:19 ب.ظ | نویسنده : مائده مظاهری | نظرات
تشکر خاص برای خانم نامداری که بااینکه امتحانشون یه کم سخت بود ولی خیلی باارفاق صحیح کردن ودر طول سال تحصیلی باارفاق بهمون نمره دادن.
تشکر خاص از خانم نعمتی که 5نمره ی فعالیت رو به همه دادن وبه نمره امتحان همه یه نمره اضافه کردن.

تشکر خاص برای خانم پیرمرادیان که بی معرفتی نکردن و دل ما رو نشکستن!!

تشکر خاص برای خانم درستی که انقد مهربونن.

تشکر خاص برای خانم زمانیان که انقد خوب درس میدن و فن بیان به این خوبی دارن.

تشکر خاص برای خانم مصطفی که خوش اخلاقن.

تشکر خاص برای خانم ابراهیم که انقدر جامع وکامل درس میدن وامتحان ترم برای ما اول پنجی ها انقدر راحت بود.

در ضمن به کار بردن فعل جمع در این جملات فقط برای احترام است.وگرنه افراد مذکور در زمان تولد فقط یک نفر بوده ان شواهد ومدارکش هم موجوده!!!!!!!!!!!!!




تاریخ : دوشنبه 23 دی 1392 | 04:43 ب.ظ | نویسنده : مائده مظاهری | نظر برای معلما
ساعت آخر روز 4شنبه پرورشی داشتیم وخانم نعمتی ما رو به نماز خونه برد وگفت کتاب های جدید خریدیم شما جلدشون کنین.بعضی ها توی کتابخونه دست به کامپیوتر شدن!بعضی هام نشستن وکتاب جلد کردن وبعضی هام پشت قفسه های کتابخونه قایم باشک بازی کردن!-البته منظورم خودمون بود_
شما جزو کدوم دسته بودین؟راستی چندتا کتاب جلد کردین؟؟؟؟


تاریخ : یکشنبه 22 دی 1392 | 05:07 ب.ظ | نویسنده : مائده مظاهری | راستشو بگو چندتاکتاب جلد کردی؟
ما اول پنجی هااول سال توی آکواریوم بودیم.جامون تنگ بود ولی چیزی نگفتیم.....گفتیم بعدا کلاسمون رو عوض میکنن میریم توی یه کلاس بزرگتر...اماحالا که کلاسو عوض کردن بزرگتر که نشد هیچ کوچیکترم شد.ما رو از آکواریوم آوردن توی مرغدونی!آخه این چه کلاسیه؟کوچیک...تنگ...تاریک..دلگیر...فکرکنم قبلا اونجا انباری چیزی بوده!
بهمون گفتن یه ماه باید اینجا بمونین فقط یه ماه...بیشتر از یه ماه شد امتحاناهم تموم شد ولی بازم کلاسمونو عوض نکردن وگفتن باید سه هفته ی دیگه هم بمونین.آخه یعنی چی؟؟؟دوم ریاضیا رو بردن توی آکواریوم انقد اعتراض کردن وگفتن کلاسمون بده بردنشون توی یه کلاس بزرگ.دوم تجربیها که دیگه هیچی کلاسشون بزرگ بود بزرگترم شد.اه یعنی چی؟؟ما کلاس خوب میخوایم...
چرا مسئولین رسیدگی نمی کنن؟؟

تاریخ : یکشنبه 22 دی 1392 | 04:30 ب.ظ | نویسنده : مائده مظاهری | نظرات
برف بارید وخدا پاکی خود را به زمین هدیه داد.....زمین مغرور شد که سفید است.....وخدا با آفتابی اشتباه زمین را به وی گوشزد کرد!!


چند روزه دونه های کوچولو وسفید وقشنگ برف مهمون زمین شدن....زمین پر شده از برف وهمه جا سفید شده...امیدوارم که خوب برف بازی کرده باشید و آدم برفی های قشنگی درست کرده باشید.....مواظب باشید سرما نخورید!!!برف وشیره هم که خوردید جای مارو خالی کنید!!!



تاریخ : شنبه 21 دی 1392 | 11:52 ق.ظ | نویسنده : مائده مظاهری | نظرات
تورو خدا یکی بره به کادر مدرسه بگه این بلند گو روعوض کنن.وقتی کسی توش حرف میزنه ما فقط  تون صدای طرف رومیشنویم واصلا متوجه نمیشیم که چی میگه!!تورو خدا رسیدگی کنین!!

تاریخ : جمعه 20 دی 1392 | 05:13 ب.ظ | نویسنده : مائده مظاهری | نظرات
توجه کردین هروقت خانم سروش باکسی کار داره پشت بلندگو میگه
خانم فلانی به خانم سروش مراجعه کن؟؟!!
آخه عزیزمن ما دانش آموزا که هیچ...همه ی در و همسایه های مدرسه ام صدای تو رو میشناسن دیگه نمیخواد معرفی کنی....


تاریخ : جمعه 20 دی 1392 | 05:02 ب.ظ | نویسنده : مائده مظاهری | نظر برای خانم سروش
من موندم کاربرد این سریعا چیه؟؟
خانم فلانی سریعا به امور تربیتی!!
انگار مثلا امور تربیتی بخش اطلاعات بیمارستانه و اونجا دکتری جراحی چیزی رو پیج میکنن!!


تاریخ : پنجشنبه 19 دی 1392 | 05:15 ب.ظ | نویسنده : مائده مظاهری | نظرات
امروز28دی ماهه وبرف شدیدی میباره.............شنبه هم هست...............ولی یه اتفاق خیلی خوب افتاد.............مدرسه تعطیل شد.......هاهاهاهاهاهاهاهاها.....................چقد باحال بود خیلی بهمون حال دادن............بابادمشون گرم........ایول ایول......براوو براوو........فردا هم تعطیله..........هووووووووووووووووووووو.............مدرسه رفت تا دوشنبه...........از بس خوشحال بودم تا رسیدم خونه اومدم پای کامپیوتر و اینو نوشتم..........ولی خداییش عجب برفی داره میادا........خدایاشکرت...شکر....شکر....خدایا شکرت که مدرسه ها تعطیل شد............بزن کف قشنگه رو!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
                                                            
                      

تاریخ : پنجشنبه 19 دی 1392 | 09:11 ق.ظ | نویسنده : مائده مظاهری | نظرات
دنیا ارزش پا کوبیدن به شکمت را نداشت مادر...

تاریخ : جمعه 6 دی 1392 | 06:31 ب.ظ | نویسنده : مائده مظاهری | به خاطر مامانت نظر بده
.: Weblog Themes By VatanSkin :.